پانته آ پناهی ها و نقش های متفاوت و جذابش در زندگی هنری اش

پانته آ پناهی ها، امسال با چهار فیلم «نفس»، «اروند»، «آبجی» و «عادت نمی کنیم» در بخش های مختلف جنشواره جهانی فجر حضور داشت.

پانته آ پناهی ها و نقش های متفاوت و جذابش

پانته آ پناهی ها، امسال با چهار فیلم «نفس»، «اروند»، «آبجی» و «عادت نمی کنیم» در بخش های مختلف جنشواره جهانی فجر حضور داشت؛ از بخش مسابقه تا بازار فیلم. حضور در نقش مکمل فیلم های متفاوت و تجربی در کنار ایفای نقشی جسورانه در سریال پرمخاطب «شهرزاد»، کاراکتری کنجکاوی برانگیز از این بازیگر ساخته که شنیدن حرف هایش را جذاب می کند. به خصوص وقتی قرار باشد در یک گفت و گوی نامتعارف مقابل مازیار میری قرار بگیرد که شناخت حرفه ای کامی از او دارد و به این ترتیب خاستگاه تئاتر این بازیگر تا درخشش اش در نقش مادربزرگ فیلم «نفس» مرور شود.

این گفت و گو با همراهی تمام و کمال میری که مسئولیت بخش دارالفنون جشنواره جهانی فجر را برعهده داشت در پردیس چارسو؛ محل برگزاری جشنواره انجام شد آن هم ساعاتی قبل از مراسم اختتامیه و طبق پیش بینی ها، پانته آ پناهی ها موفق به دریافت سیمرغ بهترین بازیگر زن شد.


نقش متفاوت دغدغه همیشگی من است


مازیار میری: من تو را خوب می شناسم و می دانم کارت از پشت صحنه سینما شروع شد. منشی صحنه بودی، یک منشی صحنه خیلی خوب هم بودی؛ از آن ها که همیشه کارگردان ها دنبال کار کردن با آن ها هستند. همیشه هم جزو اولین انتخاب ها بودی، پس نه مسئله مالی داشتی، نه مسئله کاری. چه اتفاقی برای پانته آ پناهی ها افتاد که احساس کرد علاقه مند به بازیگری است؟

من علاقه مند به بازیگری در سینما نبودم.

مازیار میری: خب با سینما کاری ندارم، بازیگری تئاتر.

بازیگری در تئاتر، حس و حال عجیبی دارد.

مازیار میری: وقتی متوجه این حس و حال شدی، دلت خواست بازیگر شوی؟

من قبل از اینکه منشی صحنه شوم، بازیگر تئاتر بودم که البته به شکل تصادفی وارد این حیطه شدم. یک روز در دانشگاه تهران فردی را صدا می زدم و آقای حسین کیانی صدای من را شنید و آنقدر خجالتی بود که از یک نفر خواست تا از من بپرسد کار تئاتر می کنم یا نه؟ من هم گفتم نه. من تئاتر بلد نیستم! آن زمان سینما می خواندم اما دوستانم در دانشگاه تهران درس می خواندند و به همین دلیل به دانشگاه هنرهای زیبا رفت و آمد داشتم. از من پرسیدند دوست داری تئاتر بازی کنی؟ من هم گفتم بدم نمی آید تجربه کنم، اما هنوز آشنایی با تئاتر نداشتم.

آقای کیانی من را سر تمرین های تئاتر بردند و تازه در پروسه تمرین فهمیدم چه اتفاقی در تئاتر می افتد و تا چه حد می تواند حس و حال خوبی به زندگی من بدهد. آن مقطع مشکلاتی در زندگی داشتم و از حضور روی صحنه تئاتر به آرامش می رسیدم. آن زمان کم سن و سال بودم و تئاتر «سیاها» را بازی می کردم و با خودم می گفتم؛ چه چیز بیشتری از بازیگری می خواهم؟ در تئاتر مهم بازی کرده ام، با این تئاتر به خارج رفته ام، خودم و گروه مان معروف و مشهور شدیم، پس همین برای من در عرصه تئاتر کافی است و باید دنبال کار دیگری بگردم که من را خوشحال کند. به همین دلیل منشی صحنه شدم.

مازیار میری: پس قبل از اینکه منشی صحنه باشی، یک تئاتر، بازی کرده بودی.

چند تئاتر. ولی آن اتفاقی که باعث شد احساس کنم به نوعی به ته تئاتر رسیده ام و برایم کافی است، نمایش «سیاها» حامد محمدطاهری بود.

مازیار میری: تو به عنوان منشی صحنه، اولین فردی هستی که بازی بازیگران را می بینی. آیا هیچ وقت فکر کردی به اینکه اشتباهات بازیگران را به کارگردان گوشزد کنی یا خودت را جای آن ها قرار دهی؟

بسیار زیاد. چون آدمی به شدت حسی هستم، بیشتر بازیگرانی که تکنیکی کار می کردند توی ذوقم می زدند و حسشان به خصوص از طریق چشم منتقل نمی شد. همیشه این نکات را به کارگردان می گفتم.

مازیار میری: من خودم همیشه اول نظر منشی صحنه و دستیارم را می پرسم حتی قبل از فیلمبردار. تو به عنوان بازیگری که خودت هم بازی می کنی، تا چه حد خودت را در آن بازیگران می دیدی و سعی می کردی نگاه یک منشی صحنه را به بازی خودت هم انتقال بدهی؟

هیچ وقت خودم را در آن ها نمی دیدم ولی به این دلیل که با اتفاقات جاری در صحنه همراه بودم، مثلا وقتی بازیگر گریه می کرد، من هم گریه می کردم یا وقتی از ته دل می خندید من هم نمی توانستم جلوی خنده هایم را بگیرم. حتی برای اینکه بازیگری بتواند راحت تر بازی کند و دیالوگ هایش را بگوید، پشت دوربین می ایستادم و دیالوگ های مقابل او را می گفتم.


مازیار میری: من یک بار کارگردان فنی تئاتر بودم و برای ضبط به سر صحنه آمدم. وقتی بازی تو را در آن تئاتر دیدم، هم تعجب کردم، هم برایم جالب بود که تو با کاراکتر پرانرژی که داری نقشی آرام را بازی می کردی و خیلی هم خوب این کار را می کردی. همان موقع به سیامک احصایی کارگردان کار هم گفتم چرا پانته آ بیشتر بازی نمی کند؟ فکر کنم همان موقعی بود که کارت در تئاتر شکل حرفه ای تر گرفته بود.

نه، آن نمایش بعد از سال ها دوری من از عرصه تئاتر و به نوعی بازگشت دوباره من بود. من بعد از تئاتر «سیاها» کاری نکردم تا بعد از فیلم «کارگران مشغول کارند» مانی حقیقی سیامک احصایی به من گفت می خواهم تئاتر کار کنم که حتما تو باید یکی از نقش های آن را بازی کنی. من هم گفتم دیگر انگیزه ای برای تئاتر ندارم اما سیامک اصرار به این کار داشت.

مازیار میری: چرا فکر می کرد حتما تو باید در این تئاتر بازی کنی؟

نمی دانم. شاد براساس شناختی که از من داشت. من هم گفتم باید ببینم می توانم کارهایم را هماهنگ کنم یا نه؟ چون واقعا سخت بود هر روز بعد از کار، سر تمرین تئاتر بروم. وقتی آن تئاتر تمام شد، مطمئن بودم تئاتر شغل من نیست و همچنان منشی صحنه بودم. حتی دو سال بعد که سر تئاتر «ادیب افغانی» احمد مهرانفر رفتم، همچنان معتقد بودم تئاتر، شغل من نیست و چند سال یکبار کاری می کنم و حس و حال خوبی می گیرم و می روم. ولی از سر «ترمینال» سیامک احصایی تئاتر برایم جدی تر شد.

مازیار میری: چون مورد توجه منتقدان و بزرگان تئاتر قرار گرفت و برای این نقش جایزه گرفتی، جدی شد؟

نه من قبلا هم جایزه گرفته بودم.

مازیار میری: یادم است آن زمان هر وقت کاندیداهای بازیگری تئاتر را اعلام می کردند پانته آ پناهی ها در میان آنان بود و جایزه می گرفت.

چون من دو سال یک بار تئاتر کار می کردم، این اتفاق می افتاد! اما واقعا از سر «ترمینال» انرژی ام برای کار توأمان به عنوان منشی صحنه در سینما کم شد. ما سال 86 «ترمینال» را در جشنواره تئاتر فجر اجرا کردیم و سال 88 هم اجرای عمومی شد. من در فاصله این دو سال به شکل فشرده در سینما کار کردم اما بعد احساس کردم دیگر انرژی این کار را ندارم.

مازیار میری: من سال 86 که سر تمرین های تئاتر «ترمینال» به خانه هنرمندان آمدم، تو را به عنوان بازیگر تئاتر پذیرفته بودم. چه اتفاقی با این تئاتر برای تو افتاد که بازیگری برایت جدی تر شد؟ انگیزه هایت را به عنوان منشی صحنه از دست داده بودی یا چیز جدیدی در خودت کشف کرده بودی؟

توضیح دقیق اش این است که کار تئاتر، حس و حال و انرژی خوبی به آدم می دهد که من به شخصه نمی توانم جای دیگری آن را تجربه کنم. «ترمینال» هم برای من چنین تجربه ای بود.

مازیار میری: من وقتی روند کاری تو را مرور می کنم، حس می کنم یک بخش ناشناخته ای از خودت را در این سال ها پیدا کرده ای.

من این طور فکر نمی کنم. همیشه آن حس و حال خوب تئاتر برای من مهم بوده است.

مازیار میری: منظورم نوعی توانایی ناشناخته است که انگار در تو وجود داشته و تازه در خودت پیدا کرده ای و این خیلی خوب است.

من در تمام مدتی که تئاتر کار نمی کردم، تمرین های تئاتری را انجام می دادم یعنی حتی اگر سر فیلم بودم، وقتی به خانه می آمدم تمین های بدن را انجام می دادم. یعنی تئاتر دستاوردی برای من داشته که در اوقات تنهایی با تمرکز به خودم بپردازم.

مازیار میری: یعنی وقتی منشی صحنه بودی می دانستی که توانایی بازیگری داری؟

نمی توانم اسمش را توانایی بازیگری بگذارم چون چیز دیگری است.

مازیار میری: اینکه بازیگری بتواند با تکنیک های مختلف حس های مختلف را انتقال بدهد.

من در تمام مدتی که منشی صحنه بودم از بازیگرانی که مقابل دوربین بودند، یاد می گرفتم. به نظرم یک تمرکز عجیب غریبی بود که مطمئن بودم وقتی در موقعیت تئاتر قرار بگیرم چیزی جز آن روند وجود ندارد. بنابراین گاهی پیش می آمد که برای مدتی از همه جهان می بریم و لذت همین حال را می بردم.

مازیار میری: بسیاری از آدم ها احساس می کنند قدرت بازی کردن دارند و حتما به تو هم مراجعه می کنند همان طور که به من به عنوان کارگردان مراجعه می کنند. بسیاری هم ممکن است این استعداد را داشته باشند اما کشف نکرده باشند. سوال من هم این بود در سال هایی که در فضای سینما کار می کردی، این حس را داشتی که چنین توانایی داری و باید یک جایی آن را خرج کنی؟

در مورد سینما که اصلا فکر نمی کردم بتوانم خرجش کنم چون بازیگری در سینما برایم لذت بخش نبود. اما بازیگری در تئاتر همیشه برایم لذت بخش بوده، نه اینکه بخواهم خرجش کنم.


مازیار میری: منظورم این توانایی است که فکر می کنی این کار را بلدی پس انجامش می دهی.

نه واقعا این جوری فکر نمی کنم.

مازیار میری: «روبرتو چولی» در شکل دادن به مسیر حرکت تو در بازیگری تا چه حد موثر بود؟

بسیار موثربود. «روبرتو چولی» قبل از نمایش «واقعیت اینه که خورشید دور ما می گرده» سیامک احصایی، «سیاها» را دیده بود و براساس آنچه دیده بود بازیگرانش را انتخاب کرد. به دلیل وقفه زمانی که بین تئاتر «سیاها» و کار روبرتو چولی افتاده بود، من فکر می کردم هیچ توانایی ندارم و تعجب می کردم که در این گروه قرار گرفته ام. اما اتفاقی که افتاد این بود که یکماه مانده به اجرا، آقای چولی، نقش من را که چندان تاثیرگذار نبود، عوض کرد و یکباره نقش «مارتیریو» را به من داد که نقش سخت تری از ماگدالنا بود. همانجا بود که با خودم گفتم حتما چیزی در من دیده که این نقش را به من داده است.

مازیار میری: من حس می کنم روبرتو چولی، به نوعی تو را کشف کرد و حضور در کار او و تمرینات خاصش و اجراهای جهانی که داشتی، روی تو و چند بازیگر دیگر نقش موثری داشت.

پانته آ پناهی

همینطور بود. وقتی چولی نقشم را عوض کرد، من مرتب این سوال را از خودم می پرسیدم و بعدتر که کمی صمیمی تر شدیم و پدرانه با من حرف زد، گفت در صورت تو چیزی را دیدم  که مطمئن بودم از عهده این نقش بر می آیی. من آن زمان آدم درونگراتری بودم و تا موقعیت برایم واقعی نمی شد نمی توانستم یک نقش را ایفا کنم. یعنی نمی توانستم بازی کنم بلکه باید واقعا یک کاری را انجام می دادم. یادم هست باید در صحنه ای سیگار را کف دستم خاموش می کردم؛ او به بچه های صحنه گفت یک سکه کف دستم بچسبانند تا نسوزد اما من گفتم باید سیگار را با کف دست خودم خاموش کنم.

مازیار میری: آنچه خود من به عنوان منشی صحنه از تو دیدم این بود که آدم کشف کننده ای بودی و دوست داشتی همه چیز را تجربه کنی. به همین دلیل وقتی تو را در تئاتر سیامک احصایی دیدم، حس کردم چقدر خوب کار بازیگری را بلدی.

حس می کنم حرفی که چولی به من گفت، تکانم داد. چون او مدت زیادی برای من صبر کرد. یادم هست روز اولی که برای اجرا به تالار وحدت رفتیم و با همه بازیگران حرف زد، گفت من اگر می خواستم روی روند کاری پانته آ حساب کنم، باید همانروزهای اول تمرین، او را کنار می گذاشتم.

مازیار میری: علت این صبرکردن را نگفت؟

گفت می دانستم که می توانی و یک جورایی تو را می فهمیدم. یکی دیگر از بازیگرانش به نام سیمون هم همینطور بود و گفت می دانستم که تو هم می توانی.

مازیار میری: انگار با چولی، چند کار دیگر هم داشته اید؟

بله، بعد از چندس ال یک ورک شاپ درباره «کوری» در آلمان برگزار کرد و من با بازیگران خودش کار کردم. درواقع اعتمادی به من کرد که خودم هم باور نمی کردم.

مازیار میری: اولین باری که تصویر خودت را روی پرده سینما دیدی، چه حسی داشتی؟

همان اوایل کار تئاتر در سال 79 فیلم اول محمد اربابیان به نام «آن مرد را نکشید» را کار کردم که توقیف شد. وقتی تصویر خودم را در فیلم دیدم، گفتم دیگر در سینما بازی نمی کنم. درواقع در پروسه فیلمبرداری به این نتیجه رسیدم که دیگر این کار را نمی کنم چون از کات های مداوم و به هم ریختن حس ها و... اذیت شدم.


مازیار میری: به عنوان منشی صحنه که باید راکورد بازیگر، دوربین و کات ها را حفظ کنی، وقتی خودت در همان جایگاه قرار گرفتی و باید برای خودت این کار را می کردی، چه اتفاقی افتاد؟

با اینکه کار سختی بود اما تمرکز زیادی به من می داد. همیشه به عنوان منشی صحنه برای من حفظ راکورد بازیگر مهم بود چون فکر می کردم چرا تکه های مختلف بازی بازیگر، به هم وصل نمی شود؟

مازیار میری: خود من هم به عنوان کارگردان وقتی برای مصاحبه ای می روم که قرار است با چند دوربین ضبط شود، مرتب به این فکر می کنم در چه لحظه ای دوربین ها به هم کات می خورند و به همین دلیل گاهی تمرکزم را در گفت و گو از دست می دهم.

گاهی وقتی با 3-2 دوربین کار می کردیم مثل سریال «سرزمین کهن»، تمرکزم را از دست می دادم یا استرس می گرفتم.

مازیار میری: می خواهم بدانم وقتی خودت بازیگر بودی، به منشی صحنه و حفظ راکورد هم فکر می کردی و هنوز بخشی از تو منشی صحنه بود؟

من وقتی به عنوان بازیگر مقابل دوربین هستم، بیشتر منشی صحنه ام. وقتی در فیلمی بازی می کنم هیچ کس راکوردم را به من نمی گوید چون خودم حفظ هستم. نه فقط به خاطر اینکه منشی صحنه بوده ام. منشی صحنه بودن به من کمک کرد تا این موضوع را کشف کنم و به همین دلیل هم بعد از اولین فیلم ام، بازیگری در سینما را کنار گذاشتم. آن زمان می دانستم صورت نپخته ای دارم و این صورت به درد سینما نمی خورد. به هر حال رشته من کارگردانی بود و می دانستم در سینما چه خبر است. اما می دانستم آنچه روی صحنه تئاتر منتقل می شود، انرژی است و با سینما بسیار فرق دارد. منشی صحنه بودن به من یاد داد که چگونه راکورد بازیگری را حفظ کنم. من این حفظ راکورد را در تئاتر از کار حامد محمدطاهری یاد گرفتم.

مازیار میری: به شخصه معتقدم اگر بازیگر کار منشی صحنه و تدوین را بلد باشد، به او کمک بسیاری می کند. بازیگری که کار منشی صحنه را بلد باشد، می داند قرار است چه اتفاقی برایش بیفتد و اندازه پلانی را که باید بازی کند و ربط پلان ها را به یکدیگر می داند و متوجه می شود چگونه باید بازی کند.

اوایل کار بازیگری، طبعا تجربه ای نداشتم و فقط کارگردانی خوانده بودم و سر کلاس های تدوین رفته بودم. همان زمان می شنیدم که می گفتند فلانی تئاتری بازی می کند اما معنی این حرف را نمی فهمیدم تا اینکه در یکی از وقفه های کاری حدود دو سال با یک کارگردان تدوین کار کردم و خیلی به من کمک کرد تا معنی بازی تئاتری، سینمایی و مینی مال را متوجه بشوم. به نظرم اگر یک بازیگر به این دو حیطه مسلط باشد به او کمک بسیاری می کند. نمی گویم من مسلط هستم بلکه وقتی بازی می کنم به همه این ها فکر می کنم و حواسم هست.

البته خیلی از بازیگران به تفاوت بازی سینمایی و تئاتری اعتقادی ندارند.

الان به این شکل شده اما 15-10 سال قبل بازی سینمایی و تئاتری تفاوت فاحشی داشت. چون هنوز تئاتر به سمت رئال نرفته بود یا کمتر رفته بود. از 15 سال قبل موجی راه افتاد و بیشتر تئاترها رئال شدند در حالی که تا قبل از آن فضا متفاوت بود.

مازیار میری: اولین فیلمی که به طور حرفه ای به عنوان بازیگر دعوت به کار شدی، چه فیلمی بود؟

فکر کنم فیلم «گس» بود.

مازیار میری: یعنی قبل از «گس» فیلمی بازی نکرده بودی؟

بازی کرده بودم اما نه به شکل حرفه ای. مثلا در فیلمی منشی صحنه بودم و دو سکانس هم بازی کردم یا همین فیلم «آن مرد را نکشید». در واقع سه فیلم قبل از «گس» داشتم؛ «مواجهه» آقای سعید ابراهیمی فر که دو پلان بازی کردم، «به رنگ ارغوان» آقای ابراهیم حاتمی کیا که یکی دو پلان و در «بوی بهشت» حمیدرضا محسنی هم یک سکانس بازی کردم.

مازیار میری: ما کارگردانان با اولین کسی که حرف می زنیم و درباره بازیگران و... غر می زنیم، منشی صحنه است. چقدر رد و بدل شدن این حرف ها در بازیگری به تو کمک کرده و وقتی بازی می کنی به این حرف ها فکر می کنی؟

نمی توانم بگویم در تمام لحظات حواسم هست اما همیشه وقتی یک پلان تمام می شود به سرعت نگاهم به سمت منشی صحنه و کارگردان می رود.

مازیار میری: فکر می کنی تا به حال در سینما، درست انتخاب شده ای؟

نه، فکر می کنم برخی موارد درست انتخاب شده ام اما بعضی موارد هم درست انتخاب نشدم و خودم هم اشتباه انتخاب کردم.

مازیار میری: می خواهم درباره مراقبت از خودت در انتخاب هایت بپرسم. آیا تا به حال پیش آمده به یک کارگردان که نقشی را به تو پیشنهاد داده بگویی فلانی بهتر از من است؟

بله.

مازیار میری: کار سختی است چون معمولا بازیگران این کار را نمی کنند.

نه من اینطوری نیستم که نظر واقعی ام را نگویم. چون هنوز نقش ام در گروه کارگردانی را ادامه می دهم و حواسم به انتخاب گروه بازیگران است. به همین دلیل بسیار پیش آمده که بگویم من مناسب این نقش نیستم و بازیگر دیگری را پیشنهاد دهم. همین اواخر در کاری کارگردان را مجاب کردم که نقش، ویژگی هایی لازم دارد که در من نیست و یک بازیگر دیگر را پیشنهاد دادم.

مازیار میری: با توجه به جایگاهی که در تئاتر پیدا کرده ای فکر می کنی در سنیما هم به آن نقطه اوج رسیده ای؟

نه.

مازیار میری: خیلی مانده به آن نقطه برسی؟

خیلی.

مازیار میری: به دلیل همین مسیر طولانی که در پیش داری، سعی می کنی در این مسیر از خودت مراقبت کنی؟

خودت می دانی که پارسال این کار را نکردم درواقع اصلا فکر نکردم که این راه مثل تئاتر نیست و نیاز به مراقبت دارد. ولی با توصیه های دیگران از جمله خود شما، متوجه شدم سینما با تئاتر فرق دارد و این طور نیست که اگر من همه تلاشم را بکنم حتی در یک تئاتر بد، دیده شود. نقشی که در سینما بازی می کنید بسیار مهم است.

مازیار میری: متاسفانه در سینما، مراتب و درجه بندی نداریم، به نظر من در سینما به شدت به یک نقش مکمل درجه یک نیاز داریم. اما نباید فکر کنیم یک بازیگر اندازه اش همین یکی دو سکانس یا یک اپیزود است. ما بازیگران خوبی داریم که تعدد کارهایشان باعث شده دلمان را بزنند. گاهی ذوق زدگی در کارگردانان نسبت به بازیگران به وجود می آید که مثلا این اتفاق در مورد صابر احمد و حمیدرضا آذرنگ افتاد و ممکن است در مورد تو هم به وجود بیاید. تا چه حد به این مراقبت از خودت اهمیت می دهی؟

همان طور که گفتم پارسال این کار را نکردم چون همیشه مسیری که در زندگی رفتم، انتخاب خودم نبوده بلکه اتفاقاتی من را به این سمت بردند. مثلا من هیچ وقت فکر نمی کردم بازیگر سینما شوم ولی این اتفاق افتاد. درباره فیلم هایی هم که بازی می کردم همیشه این حس را داشتم که این کار سر راهم قرار گرفته، پس باید بازی کنم یا...

مازیار میری: یا اینکه مثلا در فیلمی رفاقتی بازی کردی تا کمکی کرده باشی. به نظرم بازیگری چنین رفاقتی را نمی طلبد.

بله، پارسال شرایطی پیش آمد که من این کار را کردم و خدا را شکر می کنم که در اوایل کارم پیش آمد.

مازیار میری: فکر می کنم دیگر برای تو وقت چنین کارهایی نیست. گاهی یک بازیگر در موقعیتی قرار می گبرد که دیگر نباید زیاد کار کند تا مخاطب دلتنگ تصویرش شود. تو این قابلیت را داری و نشان داده ای که بازیگری برایت مهم است به همین دلیل باید از خودت مراقبت کنی.

***
ممکن است دوباره سراغ کار منشی صحنه بروید تا چهره تان برای مخاطب عام کمرنگ شود؟

من برای منشی صحنه ها و این کار احترام بسیاری قائل هستم چون فکر میکنم به شدت زحمت می کشند؛ البته آن هایی که درست و حرفه ای کار می کنند، زحمت می کشند و بار سنگینی روی دوششان قرار دارد. به همین دلیل دیگر توان این کار را در خودم نمی بینم اما از وقتی دانشجوی کارگردانی بودم، ایده آل فیلم سازی در ذهن داشتم و برای پایان نامه ام هم یک کار هشت دقیقه ای با فضایی غیرعادی ساختم.

چرا تا به حال برای کارگردانی و ساخت فیلم اقدام نکردید؟

مشکل اصلی من نداشتن فیلم نامه و قصه خوب است. چون در خودم دانش نوشتن را نمی بینم ولی توان روتوش کردن دارم و وقتی یک فیلمنامه می خوانم متوجه می شوم کجا کم و زیاد دارد. همیشه دغدغه من یک قصه خوب بوده و ایده ای در ذهنم دارم که دوست دارم درباره آن به شکل خاص یک فیلم بسازم اما نمی دانم چه زمانی.


در جشنواره جهانی فجر با چهار فیلم در بخش های مختلف حضور داشتید. مقایسه همین چهار نقش نشان می دهد در حال فاصله گرفتن از نقش های کلیشه ای و تکراری هستید. رضایت نسبی از حضور خود در سینما دارید؟

نه، رضایت چیزی است که فقط یک بار تجربه کردم و آن هم در تئاتر «ویتسک» رضا ثروتی بود. البته قبلا با او سر تئاتر «عجایب المخلوقات» کار کرده بودم و خیلی هم خوشحال بودم. اما در این کار به رضایتی رسیدم که تا امروز نتوانسته ام تا آن حد خوشحال و راضی باشم. البته تئاتر «سیاها» را زمانی بازی کردم که بسیار کم سن و سال بودم اما به شدت از آن احساس رضایت داشتم و این کار به نوعی کلیت تئاتر را تکان داد.

حالا من می خواهم یک سوال از آقای میری بپرسم؛ شما به عنوان کارگردان وقتی یک بازیگری از تئاتر می آید، چه برخوردی با او می کنید؟

مازیار میری: من با بازیگران تئاتر خیلی کار کردم و تفاوتی بین این دو بازی نمی بینم. تفاوت از جایی به وجود می آید که یک بازیگر تقطیع بلد نباشد و نتواند از یک حس به حسی دیگر برود و از یک کات به کات دیگر روند حسی خود را حفظ کند. به همین دلیل از تو پرسیدم منشی صحنه بودن تو و حفظ راکورد بازی بازیگران، چقدر به بازیگری ات کمک کرده و تا چه حد به پیشینه تئاتری ات غلبه کرده؟

من اگر منشی صحنه نمی شدم نمی توانستم در سینما بازی کنم.

مازیار میری: به همین دلیل می گویم خوب است یک بازیگر، کار منشی صحنه و تدوین را بلد باشد.

سوال من این است که شما به عنوان کارگردان به جز گیشه، چقدر به بازیگرانی که از تئاتر به سینما می آیند اهمیت و فرصت می دهید؟

مازیار میری: بخشی از این قضیه به من مربوط می شود، بخشی به تهیه کننده و بخشی به سرمایه گذار.

اگر بتوانید، چقدر ریسک می کنید؟

مازیار میری: خیلی زیاد. طبعا هر کارگردانی دوست دارد تعداد بیشتری از مخاطبان فیلم اش را ببینند. برای من بازیگر بودن آن فرد مهم است تا بتوانم بااو دیالوگ برقرر کنم. به همین دلیل می گویم تو از جنس گفت و گویی و دنبال پیدا کردن حسی چون هنوز بازیگری برایت تبدیل به شغل نشده و دغدغه داری. نگرانی من این است که وارد تکرار شوی و آن چشمه خشک شود.

برگردیم به جشنواره جهانی فجر و دو فیلم «نفس» و «اروند» که در بخش اصلی داری. این دو نقش چه تفاوت هایی برای تو داشت؟

«نفس» نقشی است که بسیار با خودم متفاوت است و سن و حال و هوا و فضای قصه کاملا فرق دارد. نوع رفتار کاراکتر قدیمی است، لهجه دارد و با دنیای امروز کاملا متفاوت است. اما نقش ام در «اروند» بیشتر به خودم نزدیک است با چند سال اختلاف سن.

مازیار میری: اما به نظرم «اروند» فیلم سخت تری بوده است.

برای من به عنوان بازیگر، نه اما برای سعید آقاخانی فیلم سختی بود چون نقش اصلی را به عهده دارد و قصه را جلو می برد. اما کاراکتر من بیشتر نقش یک محرک را برای ذهن شخصیت یونس به عهده دارد.

به نوعی یادآور فاطمه «آژانس شیشه ای» است که با اینکه در فیلم او را نمی دیدیم اما انرژی حضورش جاری بود. کاراکتر محبوبه هم با اینکه حضور فیزیکی اش کوتاه است اما حضورش حس می شود.

محبوبه نوعی انگیزه ذهنی است و به نظرم اگر مرا کنار بگذارید، «اروند» فیلم جسوری است.


شنیده ایم آقای مجید مجیدی که داور جشنواره جهانی فجر هستند بازی شما را در «نفس» تحسین کرده اند. اگر چند ساعت دیگر سیمرغ بلورین را بگیرید، چه جایگاهی برایتان دارد؟

کارم سخت تر می شود چون جایزه مسئولیت من را بیشتر و ادامه مسیر را هم سخت تر می کند.

خانم پناهی ها در سریال «شهرزاد» هم نقش متفاوت و جذابی را ایفا کردید. نگران دیده نشدن این نقش در کنار بازیگران حرفه ای و برجسته ای مثل آقای علی نصیریان، شهاب حسینی، ترانه علیدوستی و مصطفی زمانی نبودید که کاراکترهای ثابت سریال هستند؟

متفاوت کار کردن همیشه در تئاتر، دغدغه من بوه، در سینما هم همینطور. متاسفانه در سینما بیشتر نقش زنان بدبخت و بیچاره را به من دادند. می دانستم به خاطر فرم چهره و چشم هایم این تمایل در کارگردانان به وجود آمده  و در حال تبدیل شدن به بازیگری بودم که فقط یک مدل نقش را بازی می کند. اما در تئاتر به این شکل نیست چون روحیات و توانایی های فیزیکی مرا می شناسند و گستردگی و تنوع نقش در تئاتر بیشتر است. در سینما چنین اتفاقی برای من افتاد اما سر شیطنت تورج اصلانی در فیلم «جینگو»، نقش فانتزی و متفاوتی را بازی کردم که خودم هم بسیار دوست داشتم.

وقتی آقای حسن فتحی هم پیشنهاد بازی در سریال «شهرزاد» را به من دادند، پرسیدم چه نقشی است؟ گفتند یک آدمکش! این نقش برای من جذاب و متفاوت بود و به همین دلیل بازی در سریال را قبول کردم. آقای فتحی  گفتند از قسمت 13 وارد قصه می شوی. گفتم مهم نیست یعنی اندازه نقش برایم مهم نبود بلکه سنت شکن بودن این کاراکتر برایم جذابیت داشت.

چنین نقشی هم در کارنامه شما، هم در سینمای ما سنت شکن است و در شبکه نمایش خانگی که خط قرمزها کمتر است، می تواند دیده شود!

بله، من تا به حال چنین نقشی بازی نکرده بودم و آقای فتحی که می دانستند تر و فرز هستم و این نقش کمی اکشن دارد، مرا انتخاب کردند و من هم استقبال کردم. وقتی شروع به بازی کردم، اصلا به این فکر نکردم که سریال، داستان فرهاد، شهرزاد و شیرین است یا حضورم تحت تاثیر استادی مثل آقای نصیریان قرار می گیرد که بسیار متمرکز هستند و کارکردن با ایشان بسیار سخت و لذتبخش است. حتی یک لحظه هم فکر نکردم که نقش ام کوتاه است بلکه فقط کیف می کردم از این که نقشی متفاوت را بازی می کنم. بعد متوجه شدم که در تدوین ورود من به سریال به تعویق افتاده و در قسمت 19 وارد سریال می شوم اما می دانستم به خاطر متفاوت بودن نقش شربت، مخاطبان متوجه اش می شوند.

حضور در این سریال در ارتباط شما با مخاطب عام هم نقش مهمی داشت. اتفاقی که در تئاتر و حتی سینما نمی افتد. ارتباط گسترده با مخاطب عام در روند کاری شما چه تاثیری داشته؟

واقعا هیچ وقت ارتباط من با مخاطب به این شکل نبوده چون همیشه تئاتر بازی کردم که مخاطب آن همواره کم بوده است. تنها در تئاتری که با رضا حداد کار کردم مخاطب مان زیاد شد و این اولین باری بود که مخاطب عام وارد خانواده کوچک تئاتر شد. علاوه بر آن اصلا شهرت را دوست ندارم چون همیشه فکر می کردم آدم باید کار خودش را انجام بدهد و سرش به کار خودش باشد. حالا چه اهمیتی دارد که مورد توجه قرار بگیرید، هر بار که در تئاتر جایزه گرفتم، واقعا خجالت کشیدم. وقتی به خاطر سریال «شهرزاد» مردم در خیابان یک جور خاصی به من توجه می کنند، وظیفه و مسئولیت سنگینی برای من به وجود می آید.

مازیار میری: با توجه به تجربه ای که در تئاتر داشتی و در خارج از ایران کار کردی، فکر می کنی بازیگری ما تا چه حد از جهت حس و تکنیک به استاندارد فراتر از کشور خودمان رسیده است؟ مثل تجربه ای که بازیگرانی مثل یپمان معادی داشته اند.

ما از نظر ذات بازیگری، بدن، بیان، استعداد، تکنیک و حس چیزی کم نداریم، اما یکسری محدودیت ها وجود دارد.


مازیار میری: منتظر یک چولی هستی که در سینما هم مانند تئاتر، تو را کشف کند؟ به خصوص الان که فیلم هایت در جشنواره جهانی دیده می شود؟

معلومه، بازیگران ما قابلیت این را دارند که بین المللی بشوند. و همین چند بازیگری که بین المللی هستند مرتب اسمشان سر زبان ها است. خانم ها فاطمه معتمد آریا، لیلا حاتمی، آقای پیمان معادی و... پس توانایی و قابلیت اش وجود دارد اما بازارمان کوچک است.

مازیار میری: آنچه در تو  مشهود است این صمیمیت ذاتی است که به بیننده منتقل می شود و این راز پیروزی تو در انتخاب نقش هایی است که به درستی انتخاب می کنی. امیدوارم این صمیمت در تو باقی بماند و تکنیک بر آن غالب نشود و آن مراقبت را از خودت داشته باشی تا سکوی پرش تو به فیلم های بهتری باشند.

ماهنامه دیار

اخبار مرتبط :

پرتاب تخم مرغ به پانته‌آ پناهی‌ ها ! + تصاویر

عکس های دیدنی صابر ابر و پانته‎آ پناهی‎ها در نمایش کالیگولا

عکس های جدید گلاره عباسی و پانته آ پناهی در فرش قرمز فیلم نفس

برای مشاهده اخبار مشابه با عنوان "پانته آ پناهی ها و نقش های متفاوت و جذابش در زندگی هنری اش" کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات