درسهای یک متخصص چشم برای اقتصاددانان

جامعه > سلامت - دکتر محمدرضا رجبی شکیب

دولتمردان غریبی داریم. وقتی مخالفان (بخوانید معاندان) دولت، فیش حقوقی یک مدیر میانی را سرنیزه کردند و علم «واویلا بر حقوق های نجومی» برافراشتند، واکنش دولتمردان، چیزی بود در حد «سپاسگزاریم، عذرخواهیم، الساعه رسیدگی می کنیم».

و کیست که نداند بالا و پایین حقوق مدیران دولتی، از دولت قبل تا امروز، فرقی نکرده؛ و کیست که نداند سیاست «همینه که هست؛ نمیخوای برو»، یعنی پهن کردن فرش قرمز برای ناکارآمدی و یادآور همان پند پدرانه ایرانی «یه آب باریکه دولتی پیدا کن و کار خودتو بکن» و در نهایت، بسط فرهنگ «آوردن پول مفت نفت سر سفره مردم»؟

منتظر بودیم ببینیم وزیر محترم اقتصاد مثلا، لب شیرین به شکرخنده می گشاید، که نگشود. از دولتمردان دیگر هم نوایی نیامد، تا بالاخره وزیر بهداشت، در کانال تلگرامش یادداشتی منتشر کرد.

یادداشت دکتر هاشمی، سه محور داشت. ابتدا مثالی می آورد از سفر اولین وزیر نفت جمهوری اسلامی به مشهد و اینکه بعد از آن سفر، چپ ها شبنامه پخش کرده بودند که چرا وزیر نفت و هیات همراه، آمده هتل هایت مشهد و فیش هتلش شده 17 هزار تومان و الخ. و چه خوب نقطه ای را هدف می گرفته بود.

جز این است که در دهه اخیر، چپ گرایی دمده ای در سیاست و اقتصاد و فرهنگ، به نام بازگشت به آرمان های انقلاب، یقه ما را گرفته؟

بگذریم از ثروتمندستیزی و ارزان خواری نهادینه شده در فرهنگ ما، که پیشینه دارد در نظام پادشاهی و ارباب رعیتی هزار سال تاریخ این مملکت. و آیا می شود به پیشرفت اقتصادی رسید بی اینکه ثروت آفرینی ارزش باشد؟

نکته دوم یادداشت دکتر هاشمی، دعوت به قانون گرایی بود: «حقوق نامتعارف، یا طبق ضوابط و مقررات پرداخت شده و یا خارج از آن. اگر مدیری طبق ضوابط موجود حقوقی دریافت داشته که نا متعارف است، راه حل این مشکل بجای آبرو بردن از او و افشاگری های توده وار، اصلاح آن ضوابط از مجاری قانونی است. اگر هم فردی خارج از ضوابط و مقررات وجهی از بیت المال دریافت داشته، حتما باید به قوه قضاییه معرفی شود.»

واقعا چه می شد اگر یکی از اعضای شجاع تیم اقتصادی کابینه، همین یک نکته را می گفت و دلمان را خوش می کرد؟! حتما باید وزیر بهداشت دست به آچار می شد؟
و نکته آخر آن یادداشت؛ درد بی درمان ما؛ اخلاق؛ «فراموش نکنیم که دین حنیف آیین پوشیدگی است نه افشاگری».

دکترحسن هاشمی مرد شجاعی است. دوستش داشته باشیم یا نه، تصمیماتش را در حوزه مدیریتی اش درست بدانیم یا نه (وچه مخالفان دوآتشه ای هم دارد در این وادی؛ از درون جامعه پزشکی گرفته تا حتی درون خود دولت)، اما شجاعتش را نمی توان منکر شد.

دم شما گرم آقای دکتر. گاهی هم شما باید شمع «امید» را در دل ما روشن نگه دارید.

۴۵۴۷

برای مشاهده اخبار مشابه با عنوان "درسهای یک متخصص چشم برای اقتصاددانان" کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات