مصطفی بارزانی؛ شورشی کُرد

هفته نامه صدا - مهسا جزینی: خانواده ای شورشی که سال ها در خاک عراق فعلی یا عثمانی آن زمان، برای کسب قدرت و رسیدن به استقلال جنگیدند، اما اواخر رییس طایفه، ساکن عظیمیه کرج شد، یکی از فرزندان در مهاباد به دنیا آمد و یکی از نوه ها در دانشگاه تهران علوم سیاسی خواند. حاکمان امروز اقلیم کردستان بیش از آن که عراقی باشند، ایرانی زاده اند به ویژه که در طول جنگ ایران و عراق هم طرف ایران را گرفتند و با حزب بعث جنگیدند.

قبیله بارزانی از مهمترین قبایل کرد است که در شهر بارزان، ناحیه قدیمی حکاری واقع در شمال عراق مستقر است. این قبیله به چهار تیروه مزوری، بروژی، دوله مری و شیروانی تقسیم می شود. بارزانی ها از اهل تسنن بوده و شافعی مذهب اند و به گویش کردی با لهجه کرمانجی تکلم می کنند. قرار گرفتن بارزان در سمت چپ رود زاب بزرگ رونق و توسعه آن را به همراه داشت. از طرف دیگر هم مرز شدن بارزان از شمال با ترکیه و از شرق با ایران باعث شده است تا این منطقه موقعیت سوق الجیشی پیدا کند. به علاوه جغرافیای کوهستانی و صعب العبور بودن منطقه بارزان آن را به مرکز تقویت و توسعه روحیه قومیت گرایی و استقلال طلبی کردهای عراق تبدیل کرده است.

مصطفی بارزانی؛ شورشی کُرد

ایل بارزانی هیچ گاه با حکومت های عرب، ترک و ایرانی سر آشتی نداشت. این ایل به مرور زمان توانست با جذب طوایف اطراف، دامنه نفوذ خود را گسترش دهد. به تدریج تمام مناطق کوهستانی شمال عراق که امروز «کردستان عراق» نامیده می شود به زیر پرچم بارزانی درآمدند. از این رو ایل بارزانی تبدیل به خطری بالقوه برای امپراطوری عثمانی شد.

در اواخر حکومت عثمانی، رهبری ایل بارزانی را شیخ عبدالسلام دوم بر عهده داشت. پس از مرگ عبدالسلام دوم، برادر او شیخ احمد، رهبری بارزانی ها را برعهده گرفت. او با توسعه نفوذ خود در بین نقشبندیان شمال عراق توانست کردهای عراق را با خود متحد کند. دوران شیخ احمد برابر شد با آغاز فروپاشی عثمانی و قیمومیت اروپایی ها بر میراث آن و با ملا مصطفی بارزانی، برادر شیخ احمد، بارزانی ها تبدیل به مهم ترین قدرت کردی عراق شدند.

مصطفی بارزانی در 1901 میلادی روستای بارزان در کردستان عراق که در آن هنگام بخشی از امپراتوری عثمانی بود متولد شد. او در سال های 1931 و 1932 به همراه برادر بزرگترش، شیخ احمد بارزانی، از سران جنبش استقلال کردستان بود. در تمام دورانی که برادر بزرگترش شیخ احمد رهبری بارزانیان را عهده دار بود، او مشاور در بحث ها و تصمیم گیری ها و فرمانده جنگ ها بود. شروع مبارزات قوی ملا مصطفی به سال 1932 و دوران تبعیدش در سلیمانیه باز می گردد. او در سال 1943 همراه تعدادی از رهبران کرد فرار کرد و به بارزان رفت. سپس سلسله عملیات هایی نظامی از جنگ و گریزهای ایل مردان بارزان را آغاز و نزدیک 50 سال آن را ادامه داد.

مصطفی بارزانی؛ شورشی کُرد

در همان سال 1932 میلادی، دولت ترکیه، شیخ احمد و ملا مصطفی و دیگر بارزانیان را که به آن دولت پناهنده شده بودند، دست بسته تحویل دولت عراق داد. آنها را مدتی در «حله» زندانی کردند و سپس به سلیمانیه فرستاده شدند و آنجا به حالت تبعید به سر بردند تا آن که در ژوئیه 1943 ملا مصطفی از تبعیدگاه گریخت و خود را به بارزان رسانید. در این مقطع ستونی نظامی از سلیمانیه مامور دستگیری او شد اما نفرات این ستون خیلی زود خلع سلاح شدند.

در ماه سپتامبر همین سال بین ملا مصطفی و پلیس عراق برخوردی روی داد که متعاقب آن ملا مصطفی به یک قرارگاه پلیس واقع در مرز ترکیه حمله برد و آنجا را تصرف کرد و همچنین در ماه اکتبر، 150 پلیس عراقی را خلع سلاح کرد. در اواخر همین ماه حکومت عراق ستونی متشکل از پیاده نظام و پلیس، مجهز به توپخانه و ماشین آلات جنگی را تحت نظارت ژنرال برومیلوی انگلیسی به سوی بارزان فرستاد. جنگ حدود 20 روز طول کشید و عاقبت در یازدهم نوامبر، نیروهای عراقی پس از تحمل 60 نفر کشته و بسیاری زخمی، ناچار به عقب نشینی شدند.

تاریخ بروز این حوادث، یعنی 1943 مصادف است با دوران سرنوشت ساز جنگ دوم جهانی که در آن دولت بریتانیا به شدت درگیر بود و مصلحت نمی دید که به سوی نیروهایش آن هم در کنار منابع حیاتی نفت کرکوک و موصل جبهه ای تازه گشوده شود. برای همین دولت عراق را بر آن داشت که عجالتا با بارزانی مدارا کند و کار را به مذاکره بکشاند. به این ترتیب پس از جلساتی و مذاکراتی چند، مقرر شد که از آن تاریخ در مناطق کردنشین عراق، خواندن و نوشتن به زبان کردی آزاد باشد، مدرسه و بیمارستان به حد کافی احداث شود، زندانیان و تبعیدیان به وطن شان باز گردند و در نهایت نیروهای مسلح کرد مسئول برقراری و حفظ امنیت مناطق کردنشین باشند.

مصطفی بارزانی؛ شورشی کُرد

با برتری یافتن متفقین در جنگ 1944 اندک اندک پیمان شکنی و عدول از تعهدات توسط دولت عراق شروع شد که این حرکت تلویحا به معنی بی اعتبار شدن قرارداد امضا شده توسط او با بارزانی بود. ملا مصطفی با حمله به تاسیسات و کاروان های نظامی و انجام مبارزات پارتیزانی، بر دولت مرکزی فشار وارد کرده و سعی داشت تا با وادار کردن آنها به مذاکره به امتیازگیری بپردازد. ملا مصطفی بارزانی به تدریج سایر طوایف کرد را با خود متحد کرد و تاریخ کردستان عراق را در مسیری جدید قرار داد. او با بهره برداری از شرایط جنگ دوم جهانی و کاهش حمایت های انگلیس از دولت عراق، اقدامات خود را شدت بخشید و جنگ خونینی را با حکومت مرکزی عراق آغاز کرد اما با واکنش شدید دولت عراق سرکوب شد.

سرکوب بارزانی ها، ملا مصطفی را وا داشت که دستور به کوچ دسته جمعی سی و پنج هزار بارزانی در سال 1945 میلادی (1324) به خاک ایران دهد. او آنها را در شهرهای اشنویه، نقده و مهاباد ساکن کرد. این مسئله موجب همراهی شورشیان کرد ایرانی به رهبری قاضی محمد با بارزانی ها شد. نتیجه این همراهی بروز درگیری های نظامی بین بارزانی ها و ارتش ایران در منطقه کردستان ایران بود.

بارزانی ها تحت رهبری ملا مصطفی برای مدتی توانستند بر بخشی از مناطق کردستان ایران مسلط شوند اما پس از چندی، دولت مرکزی سپاه خود را به منطقه اعزام کرد و قاضی محمد سقوط کرد. در سال 1946 (1325) که نهضت مهاباد شکست خورد و قاضی محمد ادامه جنگ را مصلحت ندانست، بارزانی از او جدا شد و با افراد خود راه کوهستان را پیش گرفت.

از طرفی شاه ایران میل داشت که بارزانیان را به عنوان اهرم فشاری در منطقه برای مواقع لزوم در اختیار داشته باشد، برای همین با آنها از در مسالمت درآمد و ملا مصطفی را به تهران خواند و به او پیشنهاد داد که سلاح های شان را زمین بگذارند و در ناحیه الوند همدان سکنی بگیرند و به کشاورزی و دامپروری بپردازند اما ملا مصطفی عقیده داشت که نباید اسیر سرزمینی شود که به آنها تعلق ندارد. تنها یک راه حل را پیش پای خود و یارانش می دید و آن این که زمستان را هر طور که شده در آرامش بگذرانند و با فرا رسیدن فصل بهار و اعتدال هوا، زن ها و بچه ها و پیرمردها به عراق بازگردند و خود و آن عده از پیش مرگان که راه بازگشت نداشتند، به شوروی بروند تا در موقع مناسب به عراق برگردند.

شاه ایران که آن زمان در ارومیه بود ضمن صدور دستور اکید به جلوگیری ورود بارزانی و افرادش به شوروی، افسران را تهدید کرده بود که در صورت ناکامی در دادگاه نظامی محاکمه خواهند شد اما آنها مسافت 350 کیلومتر مانده تا کنار رود ارس را چهار روزه طی کردند و خود را به کوه های آرارات رساندند و سرانجام پس از سه ماه راهپیمایی و جنگ و گریز با نیروهای سه دولت در میان شگفتی همگان از مرزهای شمالی ایران گذشتند و در روز هفدهم ماه ژوئن سال 1947 وارد خاک شوروی شدند.

مصطفی بارزانی؛ شورشی کُرد

در شوروی ابتدا از آنها استقبال شد اما پس از مدت کوتاهی استالین دستور متفرق کردن شان را صادر کرد. او مدت زیادی را در فرار از این منطقه به آن منطقه گذراند. با وقوع کودتای نظامی در عراق، سقوط پادشاهی و به قدرت رسیدن عبدالکریم قاسم، عراق را بار دیگر هرج و مرج فرا گرفت و به این ترتیب زمینه بازگشت او مهیا شد.

ملا مصطفی از سال 1947 میلادی هم راستا با عملیات چریکی پراکنده، مذاکراتی را با دولت مرکزی آغاز کرد اما با بروز جنگ تمام عیار بین ایل مردان بارزانی و دولت عراق، مذاکرات به طور کامل به حاشیه رفت. در سال 1963 میلادی کودتای نظامی عبدالسلام عارف سبب سقوط رژیم عبدالکریم قاسم شد و بار دیگر بین بارزانی ها و دولت عراق آتش بس برقرار شد. آتش بس با دولت عارف بیش از دو ماه طول نکشید و از ژوئن 1963 بارزانی ها به مدت پنج ماه جنگی تمام عیار را آغاز کردند. پس از پنج ماه دوباره آتش بس برقرار و مذاکره مجددا آغاز شد.

این آتش بس بارزانی ها، اختلافاتی میان آنان و حزب دمکرات کردستان به وجود آورد. دولت عراق نیز با سوءاستفاده از این اختلاف در سال 1965 میلادی جنگ شدیدی را علیه بارزانی ها آغاز کرد و باعث شد تا سایر طوایف کرد، بارزانی ها را مسبب این جنگ دانسته و در نتیجه از حزب دموکرات کناره گیری کنند و رهبری انحصاری آن را به بارزانی واگذار کنند. از این رو بارزانی سیطره خود را بر حزب دموکرات کردستان گستراند و توانست پشتیبانی دولت ایران را برای خود به دست آورد. آنها از طریق حمایت های ایران موفق به پیروزی بر قوای دولت مرکزی شده و در سال 1966 میلادی آن را در به رسمیت شناختن بخشی از حقوق کردان مجاب کردند.

پس از مدتی عرصه سیاسی عراق دستخوش کودتاهای ناموفق شده و در نهایت صدام حسین قدرت را به دست گرفت. صدام نخست برای تثبیت پایه های قدرت خود در سال 1970 دست به انعقاد معاهده ای پانزده ماده ای با بارزانی ها زد اما پس از چند ماه جنگی 4 ساله را با بارزانی ها آغاز کرد و آنها که مورد حمایت ایران بودند، توانستند سرسختانه در مقابل ارتش بعثی بایستند.

در مارس سال 1975 میلادی پیمان الجزایر بین شاه ایران و صدام حسین در الجزایر منعقد شد؛ در این پیمان کردها نقش وجه المصالحه را بازی می کردند چرا که پس از آن دولت ایران دست از حمایت های خود از آنها برداشت و از این رو ارتش صدام با اقتدار کامل بارزانی ها را تار و مار کرد. ملا مصطفی پس از این شکست دیگر زمینه ای برای ادامه مبارزات مسلحانه خود نمی دید و چون از سلطه دولت صدام بر منطقه آگاه بود، تازه عمق فاجعه را دریافته و دانست که مقاومت و ادامه جنگ جز مرگ و نابودی حاصلی ندارد. ناچار دستور به توقف جنگ را داد و همراه جمع زیادی از یارانش به ایران پناهنده و در عظیمیه کرج مقیم شد.

این اواخر به بیماری سرطان خون مبتلا شد و سرانجام در ماه مارس 1979 میلادی (1358) درگذشت. ادریش بارزانی یکی از فرزندان او گفته است: «ما دوستانی در آمریکا داریم که اطلاع دقیق دارند. مرگ زودرس ملا مصطفی بارزانی در اثر یک توطئه که با همکاری سیا و ساواک صورت گرفت انجام شد زیرا شاه سابق از نفوذ بارزانی در بین بارزانی های ایران می ترسید و گفته بود که با از بین رفتن او راحت تر می توان گروه های کوچک را کنترل کرد.»

نمادین ترین توصیف از ملا مصطفی بارزانی را ابوالحسن تفرشیان در کتاب خود داده است.

مصطفی بارزانی؛ شورشی کُرد

نظامی ایرانی که در کنار ملا مصطفی جنگیده بود، در کتاب «قیام افسران خراسان» می نویسد: «ملا مصطفی در عین حال که تحصیلات کلاسیک ندارد، مرد فهمیده ای است. او زبان فارسی و عربی را خوب می داند و به ترکی هم حرف می زند. یادم هست موقعی که او را دیدم مثل پیامبری در میان افرادش ایستاده بین شان فشنگ تقسیم می کرد. موقعی که مرا دید به طرفم آمد و گفت من پیشه وری نیستم. پناهیان هم نیستم که در موقع صلح رییس ستاد ارتش باشم و در موقع جنگ ناگهان سر از باکو دربیاورم. من هستم و این تفنگم.

نوکر هیچ قدرت و حکومتی نیستم، نه انگلیس، نه آمریکا و نه روس. من فقط نوکر ایل بارزان هستم، نوکر امت خودم هستم. با امتش سر یک سفره می نشست، با آنها غذا می خورد، به جنگ می رفت و با همان ها در سنگر می خوابید. او روشی داشت که افراد بارزانی دوستش داشتند. کافی بود ملا سوار اسب شود تا بلافاصله پانصد سوار مسلح بدون اینکه بدانند یا بپرسند به دنبالش راه بیفتند... زمین را خیلی خوب می شناخت و خیلی خوب هم می توانست از عوارض آن بهره برداری کند و تصمیم بگیرد. خوب و عمیق هم عمل می کرد. ما با این که ظاهرا متخصص و مرد تاکتیک و درس خوانده بودیم، پس از تحقیق و مطالعه زمین و مشورت، اگر خوب تصمیم می گرفتیم، تازه مثل او تصمیم گرفته بودیم.»

برای مشاهده اخبار مشابه با عنوان "مصطفی بارزانی؛ شورشی کُرد" کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات