بایزید مردوخی در کافه خبر:دولت نظام تدبیر را اجرایی کند /آسیب شناسی برنامه های توسعه ای

اقتصاد > اقتصاد کلان - بایزید مردوخی می گوید:«نباید فراموش کرد که کشورهایی که در 50 سال اخیر از ما جلو افتادند اول نظام تدبیرشان را اصلاح کردند که ما این نظام را نداریم.»

خاطره وطن خواه-  

اقتصاد ایران همواره با چالش توسعه یافتگی مواجه بوده،چه آن زمان که برنامه های توسعه را راه حل توسعه یافتگی خواندند و 6 برنامه قبل از انقلاب تدوین شدو چه بعد از پیروزی انقلاب که تاکنون شش برنامه نوشته شده اما هنوز از بسیاری از کشورهایی که با ما در مسیر توسعه یافتگی گام برداشتند،عقب هستیم.برخی ها می گویند،جا مانده ایم.حالا این جاماندگی دلایل بسیار دارد.از بد بودن برنامه ها مثال می زنند تا بروکراسی دولتی و دست آخر نظام کهنه اداری و دیوانسالاری.این روزها برنامه ششم توسعه در راه صحن علنی مجلس برای تصویب است.در همین رابطه با دکتربایزید مردوخی استاد بازنشسته دانشگاه تهران،اقتصاددان و کارشناس باسابقه سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در کافه خبر گفت وگو کردیم.مشروح این گفت وگو به شرح زیر است:

******  

ساختارها و نهادهای ما آمادگی ندارند که بتوانند مشکلات ساختاری اقتصاد ما را برطرف کند. نهادهای ما نه سنتی است و نه مدرن.معجونی از اجزا و عناصر مختلفند که کارایی ندارند.ممکن است بفرمایید چگونه می توان از میان این معجون راه حل مناسب برگزید؟

نظام تدبیر یعنی Governances که در سطح  بنگاه ها،شهر و کشور مطرح است. یعنی کلیه قوانین و مقررات حاکم بر نهادهایی که در تصمیم گیری ها حضور دارند.نظام تدبیر تقسیم کاری است که بین اجزای مختلف حکومت و دولت صورت گرفته و موجب شفافیت اقدامات می شود.این نظام تدبیر در مبارزه با فساد می تواند موثر عمل کند.در واقع  همه عناصری را در برمیگیرد که هم امروز در سطح بین المللی اندازه گیری می شود و متاسفانه همیشه جایگاه ما بد بوده است.ما قوانینی داریم که 100 سال بعد از مشروطیت هنوز دست نخورده باقی مانده است. در ذهن تکنوکرات ها هنوز این قوانین وجود دارد و می خواهند با این قوانین، امروز کشور را اداره کنند.خیلی خوشحالم که آقای دکتر طیب نیا در حال بازنگری یکی از این قوانین است و این کار را شروع کرده است.آنها مجموع قوانین کشور را از مشروطیت تا امروز بررسی کرده اند و به عدد و رقم رسیده اند.نتیجه این شده که هزار قانون و هزار مجوز داریم که در اختیاردولت است.این قوانین مانع توسعه و پیشرفت است. اگر ما بتوانیم موانع را ریشه یابی کنیم، باید یک گروه مسئولیت این کار را برعهده بگیرند. نتیجه بررسی آنها روشن شدن اختیارات سه قوه می شود.هیچ دولتی به قصد خرابکاری سرکار نیامده ونمی آید. اما وقتی سیاست ها طراحی می شود هنگام اجرا به مشکل برمی خورد که ریشه اش مربوط به 50 سال پیش است.می گویند سرمایه گذاری در کشور ما کم صورت گرفته و بیکاری و رشد منفی تولید ناخالص داخلی داریم.یا یک تریلیون تومان نقدینگی در این اقتصاد داریم.حتما می شود سیاستی بکار گرفت که بخشی ازاین سرمایه به کار و اشتغال هدایت شود؟اما اینکه چرا این اتفاق نمی افتد به این دلیل است که کار رها شده است وجلوی اقدامات موثر را برای توسعه اقتصادی و اجتماعی گرفته ایم. برای سرمایه گذاری با دهها مشکل روبرو هستیم. وقتی نقدینگی یک تریلیون تومان است نمی توان گفت که پول نداریم.تا این مسایل برطرف نشود، توصیه های دیگران و اقتصاددان ما به جایی نمی رسد.دولت هم نمی داند که چکار باید بکند.هر بحث تاریخی هم بکنید، خودتان پشیمان می شوید.از دولتی که راه حلی برای نوع دوم مشکلات ندارد، نمی توان انتظار تحول داشت.

حالا راه حل چیست؟

راه حل این است که یک گروه ازدانشمندترین افراد مملکت  که در این اقتصاد ذی نفع نباشند، با یک ماموریت سطح بالا یک یا دوسال کار کنند و این نظام را طراحی کنند.بالاخره این مملکت باید رشد کند. نمی توان همچنان شاهد افزایش بیکاری باشیم. نظام اقتصادی ما نشان می دهد که مشکل دارد.مشخص است که سرمایه گذاری در بخش صنعت کم است.اما همین صنعت به تعداد زیاد سخنگو دارد و فریاد می زنند.در حالی که مشکل ما فقط در صنعت نیست،در بهداشت و درمان ، امور زیربنایی هم سرمایه گذاری کم است.نباید فراموش کرد که کشورهایی که در 50 سال اخیر از ما جلو افتادند اول نظام تدبیرشان  را اصلاح کردند که ما این نظام را نداریم.

اشاره کردید که کشورهای توسعه یافته نظام تدبیرشان را درست کرده اند.اما در این میان می توان مالزی را هم مثال زد  که کشوری است که در کوتاه مدت به رشدهای بالا رسید.آنها برای دستیابی به این رشد، برنامه داشتند و براساس برنامه حرکت کردند.به نظر شما برنامه ریزی می تواند کمک کند یا حتما باید قوانین اصلاح شود؟

اولین کاری که مالزی کرده،گزارش 20-20 تهیه کرده که حتی راننده تاکسی های این کشورهم جزییات آن را می دانند.این برنامه هم در دستگاه تدبیر طراحی شده است.مساله دوم آینده نگری است.ما یک سند چشم انداز داریم که 10 سال از عمر آن گذشته و به نتیجه نرسیده است. این چشم انداز که از طرف دانشگاه تهیه نشده که دستگاهها عمل نمی کنند. سند رسمی است و به دستگاهها ابلاغ شده است. یک دستگاه را نام ببرید که براساس این سند در حوزه کاری خود آینده نگری کرده باشد.در واقع پاسخ هیچ است. اگر کاری هم شده،داخلی بوده که در سطح ملی مقبولیت نداشته است.یا فرض کنید وزارت صنعت و معدن می گوید چشم انداز دارم که مثلا فلا مقدار فولاد تولید کنم.

و به بازارش هم فکر نکرده است؟

دقیفا،یعنی حتی ارزیابی نکرده که با کدام آب،کدام تکنولوژی، در کدام منطقه و برای کدام بازار این تولید می خواهد افزایش یابد.این بی برنامگی و ندیدن آینده را نمی توان منکر شد . آینده نگری جامع صورت نگرفته است.ریشه اش هم همان نظام تدبیراست که باید اجزای آن روی میز گذاشته شود تا بتوان در هماهنگی با سایر بخش ها طراحی کرد.نمی توان دو وزارتخانه داشته باشید که بین آنها سر یک موضوع واحد دعوا باشد.یک دستگاهی بیاید منابع را بردارد و دستگاه دیگر دچار مشکل شود.متاسفانه از این اتفاق ها بارها افاده و علت هم نبود نظام تدبیر است. مثلا وزارت صنعت طرحی تصویب کرده که ممکن است خیلی هم خوب باشد و برای کشور واجب باشد، اما فکری برای منابع آن نکرده است. باید منابع آن را دستگاهی دیگر می دید.نمونه اش بهداشت و درمان است.هزینه ها چند برابر شده با یک هدف خوب و مردمی که پرداخت افراد به حداقل برسد، اما در عمل این طرح موفق نیست.ریشه این مشکلات ناهماهنگی ناشی از نبود نظام تدبیر است.

آیا می توان گفت تصمیمات فردی و فردگرایی مدیران عامل محقق نشدن برنامه هاست؟این هماهنگی کجا باید انجام شود در جلسات هیات دولت باشد یا در عالی ترین سطح تصمیم گیری مثلا رییس جمهور گرفته شود؟

همانطور که گفتید این اتفاق می افتد؛ مراکز هماهنگ کننده  هم نداریم.همین شورای اقتصادیک مثال روشن است.شورای اقتصاد در کارکرد اصلی اش از سازمان مدیریت بسیار مهمتر است در حالی که در عمل اصلا کارکردی ندارد.الان شورای اقتصادی تبدیل به مرجعی برای ترک تشریفات مناقصه ها شده است. حال آنکه به موجب قانون برنامه و بودجه مرجعی برای نهایی کردن قوانین اقتصاد است شورای اقتصاد باید .بودجه را پیش از هیات وزیران ببیند و تصویب کند برنامه های توسعه ای باید پیش از تبدیل  شدن به لایحه در شورای اقتصاد بررسی شوند، اما این کار انجام نمی شود و شورای اقتصاد تبدیل به یک دستگاه اجرایی شده است.

اشاره کردید که بخشی از مشکل ما به دلیل آماده نبودن نهادهاست.این نهادها را چطور می توان آماده کرد؟

نکته کاملا بجایی است؛ وقتی اصلاحات را انجام می دهید نیاز دارید که کلیه کارگزاران نظام با نظام تدبیر جدید هماهنگ شوند.این کار مستلزم دانش و دانایی در بین همه کارگزاران کشور است. یعنی آموزش کامل باید صورت بگیرد.امروز در دستگاههای  اجرایی کشورعملا کسی کار نمی کند.بنابراین یک نظام تدبیر باید مجریان کارساز داشته باشد و درنهایت انتخاب وزار هم نباید سهمیه باشد.

برخی کارشناسان معتقدند کشورهایی که به توسعه رسیدند دستورالعمل ها و تجربه های جهانی را بومی کرده اند،نظر شما چیست؟

برای این منظور کشورها را باید به چند دسته تقسیم کرد.لازم به یاداوری است که نهادهای دمکراتیک طی چند قرن شکل گرفته اند.اگر کشورهای توسعه یافته  احزاب فعال دارند طی چند قرن شکل گرفته است.دولت های این طی زمان خود را اصلاح کرده و به امروز رسیده اند. توصیه هایی که به ما می شود از نوع تجربه های آنهاست اگرچه  این تجربیات درست است، اما ما آمادگی اجرای آنها را نداریم. چون زمینه های قبلی این تجربیات را نداریم.110 سال از مشروطیت گذشته است. ممکن است که در خاورمیانه اول باشیم ،اما تاریخ معاصر 100 ساله ما نشان می دهد که به سمت تعالی نرفته ایم.از سطنتی های عجیب و غریب قاجاریه که سیستم مالیاتی نداشتند و سیستم باج و خراج بود به امروز که ریشه همه این مشلات باقی مانده است،رسیده ایم.این سیستم غیر دمکراتیک بوده، بنابراین توصیه های سازمان های بین المللی اینجا کارکرد ندارد.به درد همان کشورهایی می خورد که چند قرن سابقه دمکراتیک دارند. در علم اجتماع و اقتصاد این پذیرفته شده و من درس آن را خوانده ام.وقتی به من اقتصاد خوانده می گویند راه حل ارایه بده به آن کتاب ها مراجعه می کنم و راه حل می دهم در حالی که آن راه حل در آن کشورها جواب می دهد اما اینجا کارساز نیست.

اما برخی راه حل ها مثل قانون فیزیک همه جا یک پاسخ دارد.مثلا رابطه بین تورم و نقدینگی یک پاسخ را می دهد چطور همه جای دنیا خصوصی سازی کردند و رشد کردند، اما اینجا با وجودی که کلیت نظام می پذیرد و قانون می  شود عملا از این دست به آن دست می شود و نتایج یکی نیست؟

به صورت ریشه ای می توان ادعا کرد آن راه حل ها در جامعه سازمان یافته و دمکراتیک امروزی درست است. توصیه های متغیرهای کلان در جامعه ما به لحاظ کتابی درست است و در عمل  جور در نمی آید.بدیهی است که برای مهار تورم می تواندبودجه دولت را کم و مخارج دولت را کم کنید که این اتفاق صورت بگیرد.اما اینجا بخواهید این روش را اجرایی کنید به کلی موانع برمی خورید و راه حل برای مسایل مزمن ما وجود ندارد،مگر اینکه خودمان آنها را به صورت ریشه ای حل کنیم. بنابراین آن سیاست های پیشنهادی درست است اما همه جانبه نگاه نمی شود . این نگاه همه جانبه کار دولت هاست و باید چاره ای پیدا شود که دولت در تصمیم هایش جامع نگر باشد و به 31 استان بپردازد.خیال می کنیم اگر برنامه ششم مترقی نوشته شده،ظرف برنامه کامل است، غافل از اینکه سیاست های ما در ظرف هایی ریخته می شود که پر از سوراخ است.تا به  مشکلات ساختاری توجه نشود چاره سازی ها موقتی است.

 

3535

 

 

 

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات