قصه زندگی عاشقانه محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل / بوسه عاشقانه یک مرد بر دستان همسر فداکار + تصاویر

محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

قصه زندگی عاشقانه محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

 محمد و خانم معلم در برنامه ماه عسل

عشقی که پشت میله‌های زندان رقم خورد/ بوسه عاشقانه یک مرد بر دستان همسر فداکار

نهمین قسمت «ماه عسل» طبق روال همیشگی با دعای فرج و تیتراژ ابتدایی آغاز شد.
 
علیخانی ضمن خوشامدگویی به مخاطبان برنامه امروز، درباره برنامه دیروز گفت: موضوع برنامه دیروز برای خیلی ها مهم بود. هر کسی به سهم خود از موضوع  برنامه دیروز نکته‌ای دریافت کرده باشد، برای ما کافی است.
 
بعد از پخش پشت صحنه برنامه دیروز، علیخانی ضمن دعوت از  مهمان امروز،  مخاطبان  را به دیدن برنامه تا پایان دعوت کرد.

«محمد» مهمان امروز برنامه از مشهد آمده بود. او به اتهام قتل حدود سه سال و نیم به زندان می افتد. سالها و روزهایی که شاهد اتفاقات تلخی بوده.

محمد درباره تلخی های آن سالها گفت: به یک نا کجاآبادی رفتم که می توانستم در تمام آن مدت به راحتی  زندگی کنم. در این سالها همسرم از من جدا شد. وقتی به جایی مثل زندان و بیمارستان می‌روی، به مرور عادت می‌کنی. البته که جو زندان  خیلی سنگینه و توکل و تحمل سختی ها و شکر همیشگی خدا باعث شد که بتوانم دوام بیارم.
 
محمد در ادامه گفت: زمانی که همسرم مراحل طلاق را سپری می‌کرد، حال من به شدت خراب بود. توی اون روزها یکی از هم‌بندی هایم از من پرسید محمد چرا حالت بده؟ زمانی که مشکلم را گفتم. او یک خانم معلم  نیکوکار را به من معرفی کرد. بعد از چند وقت کلنجار رفتن با خودم به معلم زنگ زدم و با اصرار یک زمان ملاقات فراهم شد. او قبول نمی کرد که به دیدار من بیاید، درواقع من را باور نداشت. اما خب نهایتا اصرارهای من جواب داد و توانستم برای اولین بار ایشان را ببینم. من در همان ملاقات اول از او خواستم تا با همسرم حرف بزنه، و او را راضی کند تا به زندگی اش با من ادامه بدهد.

قصه عاشقانه و زیبای محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

محمد و همسر در برنامه ماه عسل

در همین زمان بود که علیخانی گفت: بهتره از این معلم فداکار زندگی شما دعوت کنیم تا به جمع ما اضافه بشود و بحث را با هم ادامه بدهیم. محمد هم گفت: او نه الان یک معلم که فرشته زندگی من است، او نه یک قهرمان که به معنی واقعی کلمه پهلوان زندگی من است.

نهایتا خانم کامکار، به صحنه ماه عسل آمد و در کنار محمد نشست. از حال و هوای روزهایی گفت که یک نفر ناشناس از زندان به او زنگ زده و از او کمک خواسته. از روزهایی گفت که برایش سخت بوده پذیرش اینکه به این مرد غریبه، زندانی، متهم به قتل و به نوعی بر لبه تیغ کمک کند. اما نهایتا با اصرارهای مکرر او این را می پذیرد. با همسر محمد حرف می زند ولی او نمی پذیرد که در کنار محمد بماند.
 
خانم کامکار پس از آن از روزی می گوید که در کمال ناباوری محمد به او پیشنهاد ازدواج می دهد. کامکار پیش از این ازدواج کرده بود و هفت سال قبل از اینکه با محمد آشنا بشود، همسرش را از دست داده بود. او از ازدواج اولش صاحب دو فرزند بود. دو فرزندی که در طول این مدت برایشان هم مادر بوده و هم پدر.محمد و همسر معلمش در برنامه ماه عسل

پیشنهاد ازدواج محمد، پای خانم کامکار را به زندان باز می کند. او برای دیدن محمد و ملاقات او، هویتش را جعل می کند. خود را به مامورین زندان، خواهر محمد معرفی می کند و به شکلی وارد زندان می شود. او در این رابطه می گوید: من با توجه به اینکه هیچ نسبتی با محمد نداشتم با شناسنامه خواهر وی رفتم و خواهر ایشان هم پشت سر من با کارت ملی آمد و نگهبان ها متوجه شدند.  من را دستگیر کردند و قاضی من را به بازداشتگاه فرستاد. در آنجا من با یک خانم  اعدامی هم بند بودم.
 
خلاصه اینکه خانم کامکار، را به دادگاه می بردند و او دلیل حضورش در زندان و ملاقات محمد را تعریف می کند و رای به بی گناهی اش می دهند.

علیخانی در اینجا به صراحت  از محمد پرسید با این همه مشکلات تو چرا خواستگاری کردی؟ تو در زندان بودی، با اون شرایط ویژه. این خانم شرایط سخت زندگی را داشت. هیچ فکر نکردی اگر تبرئه نشوی، آزاد نشوی، به اعدام محکوم بشوی با ازدواجت با این خانم چه بر سر او و خانواده اش می آوری؟

محمد گفت: درسته من مشکل داشتم اما با اتفاقاتی که پیش آمده بود به این نتیجه رسیدم که از ایشان خواستگاری کنم.

قصه عاشقانه و زیبای محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

محمد و همسر معلمش

نهایتا این ازدواج با رضایت خانم کامکار سر گرفت. این دو به عقد هم در آمدند. در انتهای برنامه علیخانی از خانواده خانم کامکار، دخترانش و دامادش دعوت کرد تا به صحنه بیایند.

دختر کامکار اشاره کرد که محمد الان جای خالی پدر ما را پر نکرده، یعنی جای آن را نمی گیره اما خب حضورش به عنوان یک مرد توانسته بسیاری از مشکلات ما را حل کند.

پایان بخش این برنامه  بغض خانم کامکار، ابراز علاقه اش به محمد و البته بوسه عاشقانه ای بود که محمد بر دست همسرش زد که در تمام این سال ها او را تنها نگذاشته و در کنارش بوده و با صبوری بی نظیرش آرامش را به او هدیه کرده است.

قصه عاشقانه و زیبای محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

خانم معلم فداکار و فرزندانش و همسرش محمد

قصه عاشقانه و زیبای محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

خانم معلم فداکار و خانواده اش در برنامه ماه عسل


قصه عاشقانه و زیبای محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

خانم معلم فداکار

قصه عاشقانه و زیبای محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

محمد و همسرش در برنامه ماه عسل

قصه عاشقانه و زیبای محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

محمد و خانم معلم فداکار در برنامه ماه عسل

کامپک

اخبار مرتبط:

داستان واقعی زندگی آرزو افشار بازیگر سریال آوای باران و دخترش در برنامه ماه عسل + تصاویر

عکس های دیدنی بازیگران در پشت صحنه اولین قسمت برنامه ماه عسل 95

مهمانان روز اول «ماه عسل» برنامه احسان علیخانی چه کسانی هستند؟!

قصه تلخ دیدار مادر و پسر بعد از 36 سال در برنامه ماه عسل + تصاویر

جواب جالب مهمان ماه عسل به احسان عليخاني + عکس

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات